|
مقاله ذیل به قلم جناب آقای رشید استاندار محترم خراسان جنوبی است که چون دارای نکات جالبی است جهت مطالعه ارائه می گردد.
آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید
در قرون اولیه پس از اسلام، دانشمندانی که با بهره گرفتن از سرچشمه فیاض وحی و حکمت الهی، شایسته نام حکیم و محقق باشند کم نیستند؛ از جمله می توان به معلم ثانی، ابونصر فارابی، امام محمد غزالی، فخررازی و ...
اشاره کرد که نمونه برجسته دانشمندان و حکمای ایرانی اند. لیکن در این میان؛ بوعلی سینا که خود دارای حکمتی متعالی و به فرموده بنیانگذار جمهوری اسلامی در سیال بودن ذهن (تند ذهنی) و تیز هوشی، همتا و نظیر نداشت، نمونه برجسته آنان است.
البته تاریخ شاهد خوب و زنده ای است که نشان می دهد اصلی ترین رمز جاودانگی انسانهایی مانند بوعلی مأنوس بودن آنان با حکمت اسلامی و الهی است و همچنین پیوند وحی و فطرت است که در حل مشکل ترین مسایل، بوعلی را مشتاقانه و متواضعانه بر آن می دارد سر بر آستان مفتاح فتوحها ساید و پس از تابش جلوه های الهی، چنان به وجد آید که هیچ حظّ و هیچ لذّتی را بالاتر و بهتر از آن نداند.
او تربیت یافته مکتبی است که از بشر انسان می سازد، انسانی که می تواند بار امانت را به دوش بگیرد. قدرت، صنعت، تکنیک های پیشرفته و علم برای او غرور نمی آفریند که وظیفه می سازد تا در فراسوی زمان مشعلی باشد فروزان و جاوید برای همه جوامعی که نیازمند واقعی پیشرفت و تعالی اند.
او نه تنها طبیب جسم است که حکیم حاذق روح و جان است. کنجکاوی و حقیقت طلبی بوعلی به افکار تشنه و سردرگم زمان، حرکت و جهت آموخت و زنجیرهای اسارت را پاره کرد.
او تنها طبیب و حکیم نیست که فقیه زمان خود نیز هست و تاریخ گواهی می دهد که در حل مسائل فقهی نیز سرآمد و آگاه بود. او عالمی است که انسانها از دیدار او به یاد حق می افتند و در او پایبند نمی شوند و او را بت نمی سازند.
او فیلسوف است اما نه از زمره مدّعیان بی عملی که به لفاظّی پرداخته اند، بل از نادر انسانهای کم نظیر تاریخ است که عقل و خرد را عصای وحی و فطرت می داند و عصا را اصل قراردادن تکیه بر پای چوبین کردن.
او موسیقی می داند و موسیقی می شناسد اما نه از جمله موسیقی دانان و موسیقی شناسانی که انسان را از عظمت هستی غافل کنند و از طبیعت و فطرت خود دور سازند، بل انسان کم بدیلی که عظمت هستی را دیده است و دنیا را در میان هستی تماشا کرده است و به پیروی از مکتب حیات بخش اسلام، معتقد است که استفاده از مواهب طبیعت، نعمت های خدادادی و لذت های حلال نه تنها جایز است، بل سبب می شود انجام امور دیگر نیز بهتر صورت پذیرد. رساله او در باب موسیقی نیز بر همین اساس است و پرده بندی سازهای ایرانی برای اولین بار به شکل علمی نیز محصول طبیعی غور او در موسیقی است. روح و جوهر موسیقی او را می توان در شعر زیبای عطّار در منطق الطّیر جستجو کرد که الهام گرفته از تعالیم روح نواز و انسان ساز اسلام است، آنجا که می گوید:
خه خه ای موسبچه موسی صفت
خیز و موسیقار زن در معرفت
کرد از جان مرد موسیقی شناس
لحن موسیقی زخلقت اقتباس
همچو موسی دیده ای آتش زدور
لاجرم موسبچه بر کوه طور
هم زفرعون بهیی دور شو
هم به میقات آی و مرغ طور شو
پس کلام بی زبان و بی خروش
فهم کن بی عقل و بشنو نی به گوش
او در معرفت نفس، در تهذیب اخلاق، در تدبیر منزل، در سیاست مدت و ... جلودار و سرآمد به نحوی که اشارت به آن هم در حوصله این مقال نیست.
|